نوسان قیمت طلا فرصتهایی برای خرید و فروش ایجاد میکند، اما چطور میتوان زمان مناسب ورود به بازار یا فروش طلا را تشخیص داد؟ تحلیل تکنیکال طلا یکی از روشهایی است که به شما کمک میکند با بررسی نمودار قیمت و الگوهای رفتاری بازار، تصمیمهای آگاهانهتری بگیرید. در این روش، ابزارهایی مانند خطوط روند، سطوح حمایت و مقاومت، اندیکاتورها و الگوهای قیمتی برای شناسایی روند بازار و بررسی احتمال تغییرات قیمت به کار میروند. البته هیچ ابزاری نمیتواند آینده قیمت طلا را با قطعیت پیشبینی کند. در این راهنما از نرخ نیوز، با اصول تحلیل تکنیکال طلا، کاربرد ابزارهای مهم و روش استفاده از آنها آشنا میشوید تا بتوانید فرصتهای معاملاتی را بهتر ارزیابی کنید و با در نظر گرفتن مدیریت ریسک، احتمال تصمیمهای اشتباه را کاهش دهید. قرار است اینحا با آموزش تحلیل تکنیکال طلا؛ چطور از طلا بیشتر سود ببریم؟ را به شما نشان دهیم.

فهرست مطالب
تحلیل تکنیکال طلا چیست و چه کاربردی دارد؟
پیش از یادگیری ابزارها، باید این را بدانیم که تحلیل تکینکال دقیقاً چه کاری انجام میدهد و چه کاری از آن برنمیآید. این روش به جای بررسی عوامل اقتصادی، به رفتار قیمت و الگوهای تکرار شونده نگاه میکند. معامله گر با آن نقاط احتمالی ورود و خروج را پیدا میکند، اما هیچ پیش بینی قطعی دریافت نمیکند. در این آموزش تحلیل تکنیکال طلا ابتدا تعریف روش، تفاوت آن با تحلیل بنیادی و کاربرد آن در بازار طلای ایران را بررسی خواهیم کرد. هدف ما این است که قبل از رفتن سراغ نمودار و اندیکاتور، انتظار درستی از این روش داشته باشید.
تعریف تحلیل تکنیکال در بازار طلا
تحلیل تکنیکال طلا یعنی بررسی نمودار قیمت، زمان و حجم برای تشخیص روند و نقاط احتمالی برگشت است. فرض اصلی این است که قیمتها اطلاعات بازار را در خود دارند و رفتار معاملهگران در شرایط مشابه تا حدی تکرار میشود. بنابراین تحلیلگر به جای پرسیدن چرا طلا گران شد، میپرسد قیمت اکنون در چه موقعیتی است و کدام سناریو محتمل تر است. این نگاه برای هر بازه زمانی، از چند دقیقه تا چند ماه، قابل استفاده است و به معاملهگر کمک میکند تصمیمهایش را بر پایه قاعده و قانون بگیرد.
تفاوت تحلیل تکنیکال با تحلیل بنیادی
تحلیل بنیادی طلا به عواملی مانند نرخ بهره، تورم، سیاست بانکهای مرکزی و تنشهای سیاسی بستگی دارد و بیشتر برای پاسخ به چرایی حرکت قیمت به کار میآید. اما، تحلیل تکنیکال بیشتر به زمانبندی کمک میکند. یعنی مشخص میکند ورود یا خروج در چه نقطهای منطقیتر است. معمولاً معامله گران حرفهای برای نتیجه بهتر، دو روش تحلیل را با یکدیگر ترکیب میکنند. البته، اتکا به یکی از آنها به تنهایی هم ممکن است، اما احتمال خطا را بالاتر می برد و باید با مدیریت ریسک جبران شود.
کاربرد تحلیل تکنیکال در بازار طلای ایران
قیمت طلا در ایران از دو متغیر اصلی یعنی قیمت اونس طلا جهانی و نرخ دلار تأثیر میپذیرد. بازار واقعی با قیمت طلای یدون حباب و بدون اجرت فاصله دارد، پس پیگیری روزانه قیمت طلای آب شده و مقایسه آن با نمودار اهمیت دارد. تحلیل تکنیکال کمک میکند این نوسانها را در یک چارچوب منظم ببینید و از تصمیمهای هیجانی دور بمانید.

برای تحلیل تکنیکال طلا از کدام نمودار استفاده کنیم؟
انتخاب نمودار مناسب اولین قدم عملی در تحلیل است. چرا که هر نمودار اطلاعات متفاوتی از قیمت نشان میدهد. برخی نمودارها فقط قیمت پایانی را نمایش میدهند و بعضی دیگر چهار قیمت مهم دوره را مشخص میکنند. توجه داشته باشید که سادگی نمودار همیشه به معنای بهتر بودن آن نیست و ممکن است جزئیات مهمی از آن حذف شده باشد. در این بخش نمودار خطی، میلهای و شمعی را مرور کرده و توضیح میدهیم کدام نمودار برای چه هدفی مناسبتر است. در پایان معیاری ساده برای انتخاب نمودار پیشنهاد میشود تا بدانید از کجا شروع کنید.
نمودار خطی؛ مناسب دیدن روند کلی
نمودار خطی قیمتهای پایانی را به یکدیگر وصل میکند و سادهترین تصویر از مسیر طلا را نشان میدهد. این نمودار برای تحلیل کلی یک بازه چند ماهه یا چند ساله گزینه مناسبی است، چرا که نوسانهای کوچک را حذف میکند. اما چون فقط قیمت پایانی را نشان میدهد، دامنه نوسان هر دوره در آن دیده نمیشود. به همین دلیل برای تصمیم دقیق ورود و خروج معمولاً کافی نیست و بیشتر نقش نمای کلی را دارد. اگر میخواهید فقط جهت بلندمدت طلا را بررسی کنید، همین نمودار شروع خوبی خواهد بود.
نمودار میلهای؛ چهار قیمت در یک نگاه
نمودار میلهای میتواند چهار قیمت باز شدن، بالاترین، پایینترین و قیمت بسته شدن را نشان دهد. خط عمودی دامنه نوسان را نمایش می دهد و دو خط کوتاه کنار آن، قیمت باز شدن و بسته شدن را نشان میدهند. این نمودار اطلاعات کاملتری از نمودار خطی دارد، اما خواندن آن برای افرادی که به تازگی این مسیر را شروع کردهاند کمی دشوار است. بسیاری از پلتفرمها نمودار شمعی را جایگزین آن میکنند، با اینکه اطلاعات پایه در هر دو یکسان است.
نمودار شمعی؛ انتخاب بیشتر معامله گران
نمودار شمعی مشابه نمودار میلهای است و چهار قیمت باز شدن، بسته شدن، بالاترین و پایینترین را نمایش میدهد. مزیت آن رنگ و بدنه شمعهاست که قدرت خریداران و فروشندگان را سریعتر به چشم میآورد. برای همین بیشتر تحلیلگران طلا نمودار شمعی را انتخاب میکنند. اگر تازه شروع کردهاید، تحلیل را با شمع روزانه آغاز کنید و بعد سراغ بازههای کوتاهتر بروید. این ترتیب از نویز بازههای کوچک جلوگیری میکند.
چطور نمودار قیمت طلا را بخوانیم؟
خواندن نمودار مهارت پایه تحلیل نمودار قیمت طلا است و بدون آن اندیکاتورها فقط خطوط رنگی بیمعنا میشوند. هر شمع نشان دهنده داستان کوتاهی از رقابت خریداران و فروشندگان در یک بازه مشخص است و ترکیب شمع ها تصویر بزرگتری میسازد. در این بخش ابتدا اجزای یک شمع را میشناسیم و بعد نقش شمع دوجی را بررسی میکنیم. در پایان هم نشان میدهیم که چرا تأیید چند نشانه کنار هم مهمتر از اعتماد به یک شمع تنها است. با تمرین منظم، خواندن نمودار به یک عادت ساده تبدیل میشود.
اجزای یک کندل (شمع)
بدنه شمع بخش بین باز شدن و بسته شدن است و سایهها بالاترین و پایینترین قیمت دوره را نشان میدهند. اگر قیمت پایانی بالاتر از بازشدن باشد، شمع صعودی است و در حالت عکس نزولی است. سایه بلند بالایی یعنی خریداران قیمت را بالا بردند اما فروشندگان آن را پایین کشیدند. سایه بلند پایینی هم نشان میدهد خریداران در قیمتهای پایینتر وارد شدهاند. با تمرین، این جزئیات را در چند ثانیه میخوانید.
شمع دوجی و نشانههای تردید
در شمع دوجی، قیمت باز شدن و بسته شدن تقریباً برابر است و تردید بازار را نمایش میدهد. دوجی به تنهایی سیگنالی برای خرید یا فروش نیست و بسته به روند قبلی و شمعهای بعدی تفسیر میشود. اگر بعد از یک صعود طولانی ظاهر شود، میتواند هشدار ضعف خریداران باشد. اما اگر شمع بعدی صعودی و قوی بسته شود، همان دوجی ممکن است فقط یک توقف کوتاه باشد. به همین خاطر همیشه منتظر تأیید بمانید.
بازه زمانی و تأیید سیگنال
یک نمودار روزانه با نمودار پنج دقیقهای داستان متفاوتی روایت میکند، پس ابتدا باید هدف خود را مشخص کنید. سرمایهگذار میان مدت معمولاً از نمودار روزانه و هفتگی استفاده میکند و معاملهگر کوتاه مدت به بازههای کوچکتر نگاه میکند. روش مفید این است که بازه بزرگتر را برای جهت کلی ببینید و بازه کوچکتر را برای زمان ورود در نظر بگیرید. هر سیگنال را هم با حداقل یک نشانه دیگر مثل حمایت یا اندیکاتور تأیید کنید تا ریسک سیگنال کاذب کمتر شود.

چگونه روند قیمت طلا را تشخیص دهیم؟
روند مهمترین مفهوم در تحلیل است، چرا که بیشتر خطاهای معاملهگران از رفتن برخلاف جهت غالب بازار میآید. روند فقط بالا یا پایین رفتن قیمت نیست، بلکه الگوی منظم قلهها و درهها است. تشخیص درست به شما نشان میدهد که در چه شرایطی باید به دنبال خرید باشید و در چه موقعیتی احتیاط کنید. در این بخش سه ابزار شناسایی روند از روی قلهها و درهها، رسم خط روند و استفاده از میانگین متحرک را بررسی میکنیم. با ترکیب این سه، تصویر روشنی از بازار و وضعیت آن به وجود میآید.
روند صعودی، نزولی و خنثی
در روند صعودی، قلهها و درهها پیوسته بالاتر از قبلی تشکیل میشوند. در روند نزولی، هر قله و دره پایینتر از قبلی است. زمانی که قیمت بین دو سطح مشخص نوسان میکند و قله و دره جدید معناداری نمیسازد، بازار خنثی یا رنج است. تشخیص این سه حالت اولین کار در هر تحلیل است، چرا که راهبرد مناسب هر کدام متفاوت است. در روند قوی دنبال خرید در اصلاحها هستیم و در بازار رنج، معامله نزدیک مرزها منطقیتر است.
رسم خط روند
خط روند صعودی با وصل کردن درههای بالاتر رسم میشود و خط روند نزولی با وصل کردن قلههای پایینتر نشان داده میشود. هرچه تعداد برخوردهای قیمت به خط بیشتر باشد، اعتبار آن بیشتر خواهد بود. زمانی که شکست خط روند با بسته شدن شمع در آن سوی خط همراه باشد، میتواند نشانه تضعیف روند باشد. با این حال خط روند را باید انعطافپذیر دید و با وسواس عددی رسم نکرد، چرا که دو تحلیلگر ممکن است خطهای کمی متفاوت بکشند و هر دو هم قابل دفاع باشند.
میانگین متحرک و تقاطع طلایی
میانگین متحرک قیمتهای اخیر را هموار میکند و جهت روند را روشنتر نشان میدهد. زمانی که میانگین ۵۰ روزه از پایین، میانگین ۲۰۰ روزه را قطع کند، تقاطع طلایی رخ میدهد و حالت عکس آن، تقاطع مرگ نام دارد. این اعداد البته همواره ثابت نخواهند بود. این سیگنالها دیر میرسند و به همین خاطر بیشتر برای تأیید روند مناسب هستند.
حمایت و مقاومت در تحلیل تکینکال طلا
دو مفهوم حمایت و مقاومت سادهترین و در عین حال کاربردیترین مفهومی است که در تحلیلها وجود دارد. حمایت زمانی رخ می دهد که جلوی افت قیمت را میگیرند و مقاومت جایی است که فروشندگان جلوی صعود را میگیرند. این سطوح محصول حافظه بازار است، یعنی قیمتهایی که قبلاً واکنش های مهمی در آنها دیده شده است. در این بخش مفهوم این سطوح، روشهای پیدا کردنشان و رفتار قیمت بعد از شکست آنها را بررسی میکنیم. این دانش پایه تصمیمهای ورود، خروج و حد ضرر شماست.
حمایت و مقاومت یعنی چه؟
نقاطی که احتمال توقف یا برگشت قیمت در آنها بالاست، نقاط حمایت و مقاومت نامیده میشوند. این سطوح از قیمتهای گذشته ساخته میشوند، پس هرچه قیمت دفعات بیشتری از آنها برگشته باشد، اعتبارشان بیشتر است. در عمل بهتر است حمایت و مقاومت را ناحیه بدانیم. قیمت اغلب کمی بالاتر یا پایینتر از خط میرود و دوباره برمیگردد. همین موضوع تفسیر عددی سختگیرانه را بی فایده میکند.
روشهای پیدا کردن سطوح
روشهای متعددی برای این کار وجود دارد که رایجترین آنها شامل علامتگذاری قلهها و درهها، خط روند، میانگین متحرک، ابزار فیبوناچی و نقاط پیوت است. سادهترین روش نگاه به نمودار هفتگی و علامت زدن نقاطی است که چند بار قیمت از آن ها برگشته است. میانگینهای متحرک هم حمایت و مقاومت پویا میسازند، چرا که با حرکت قیمت جا به جا میشوند. بهتر است از هر روش فقط چند سطح مهم را انتخاب کنید، چرا که نمودار پر از خط، تصمیمگیری را سختتر میکند.
شکست سطح و تبدیل نقش
شکست حمایت یا مقاومت میتواند نشانه حرکت نزولی یا صعودی باشد. اغلب پس از شکست مقاومت، همان سطح نقش حمایت پیدا میکند و قیمت برای آزمون دوباره به آن بازمیگردد. شکست معتبر معمولاً با بسته شدن شمع در آن سوی سطح همراه است و شکست کاذب با برگشت سریع قیمت مشخص میشود. بنابراین قبل از ورود منتظر تأیید باشید و حد ضرر را در آن سوی سطح بگذارید.

مهمترین اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال طلا
اندیکاتورها فرمولهای ریاضی روی قیمت و حجم هستند و تصویر نمودار را به عدد و خط قابل مقایسه تبدیل میکنند. آن ها پیش بینی نمیکنند، بلکه وضعیت فعلی بازار را از زاویهای خاص نشان میدهند. استفاده از تعداد زیاد اندیکاتور معمولاً به سردرگمی و سیگنالهای متناقض منجر میشود. در این بخش دو اندیکاتور پرکاربرد یعنی RSI و MACD را معرفی میکنیم و بعد به بررسی چگونگی ترکیب چند ابزار میپردازیم. هدف از این کار این است که به یک سیستم ساده و قابل تکرار برسیم.
شاخص قدرت نسبی یا RSI
RSI نوسان نمایی است که سرعت و اندازه تغییر قیمت را میان ۰ تا ۱۰۰ نشان میدهد و معمولاً با دوره ۱۴ استفاده میشود. بالاتر از ۷۰ اشباع خرید و پایینتر از ۳۰ اشباع فروش در نظر گرفته میشود. این سطوح برای همه داراییها ثابت نیستند و در روند قوی، RSI میتواند مدت طولانی در ناحیه ۷۰ بماند. پس عبور از ۷۰ به معنای فروش فوری نیست و باید با روند و سطوح قیمتی بررسی شود.
مکدی یا MACD
رایجترین تنظیم MACD برابر ۱۲ و ۲۶ و ۹ است. خط MACD تفاوت میانگینهای نمایی ۱۲ و ۲۶ دورهای است و خط سیگنال میانگین نمایی ۹ دورهای همان خط است. وقتی خط MACD خط سیگنال را از پایین به بالا قطع کند، معمولاً سیگنال تقویت صعودی تلقی میشود و قطع از بالا به پایین عکس آن را نشان میدهد. واگرایی میان قلههای قیمت و MACD هم میتواند ضعف روند را زودتر نشان دهد و هشدار مفیدی برای معاملهگر باشد.
ترکیب اندیکاتورها بدون شلوغی
بهترین ترکیب معمولاً یک ابزار روندی مثل میانگین متحرک، یک نوساننما مثل RSI و سطوح حمایت و مقاومت است. در صورتی که روند صعودی باشد و RSI در یک اصلاح به نزدیکی حمایت برسد، سیگنال خرید معتبرتر از وقتی است که فقط یک اندیکاتور آن را نشان دهد. از اضافه کردن اندیکاتورهای مشابه خودداری کنید، به این دلیل که چند ابزار هم خانواده اطلاعات تازهای نخواهند داد. قبل از استفاده واقعی، ترکیب خود را روی نمودارهای گذشته و حساب آزمایشی بسنجید و نتایج آن را ثبت کنید.
الگوهای نموداری مهم در تحلیل تکنیکال طلا
الگوهای نموداری شکلهایی هستند که در اثر رفتار جمعی معاملهگران روی نمودار تکرار میشوند. این الگوها به سه دسته بازگشتی، ادامه دهنده و شمعی تقسیم شده و هیچ الگوی صد درصدی را برای نتیجه نمایش نخواهند داد. کیفیت دادههای آنها به جایی که تشکیل میشوند بستگی دارد؛ الگویی که روی یک حمایت قوی ساخته شود ارزش بیشتری دارد. در این بخش مهمترین الگوها را در هر دسته معرفی میکنیم و نشان میدهیم چگونه از سیگنال کاذب فاصله گرفته و تصمیم خود را با تأیید چندگانه بگیریم.
الگوهای بازگشتی
الگوهای بازگشتی پایان احتمالی روند را نشان میدهند. دوقلوی سقف، دوقلوی کف و سر و شانه از شناختهشدهترین آنها هستند. در دوقلوی سقف، قیمت دو بار به یک مقاومت میرسد و ناکام میماند. در سر و شانه، سه قله با قله میانی بلندتر دیده میشود و شکست خط گردن، تأیید الگوها است. این الگوها معمولاً بعد از یک روند مشخص معنا دارند و در بازار رنج کم اعتبار هستند. اندازه حرکت پس از شکست هم معمولاً با ارتفاع الگو سنجیده میشود.
الگوهای ادامه دهنده
الگوهای ادامه دهنده نشان میدهند که توقف فعلی قیمت، استراحت کوتاهی در دل روند خواهد بود. پرچم و مثلث از رایجترین آنها است. پرچم بعد از یک حرکت تند و در قالب یک اصلاح کوچک و مایل شکل میگیرد و شکست آن معمولاً به ادامه روند قبلی منجر میشود. مثلث زمانی ظاهر میشود که قیمت میان خطوطی که به هم نزدیک میشوند فشرده شود و معمولاً پیش از یک حرکت بزرگ دیده میشود. در هر دو مورد، شکست همراه با حجم بالاتر قابل اعتمادتر است.
الگوهای شمعی مهم
علاوه بر الگوهای بزرگ، چند الگوی شمعی در طلا کاربرد زیادی دارند. چکش و ستاره دنبالهدار با سایههای بلند نشان میدهند که قیمت از یک سطح مهم پس زده شده است. الگوی پوشای صعودی و نزولی هم وقتی شمع جدید بدنه شمع قبلی را کاملاً میپوشاند، تغییر قدرت میان خریدار و فروشنده را نشان میدهد. دوجی هم میتواند تردید و احتمال برگشت را نشان دهد. این الگوها باید در محل مهم نمودار و با تأیید شمع بعدی استفاده شوند.
چطور با تحلیل تکنیکال ریسک معاملات طلا را کاهش دهیم؟
سود در معامله از ورود درست به دست نمیآید، بلکه از ماندن در بازار با ضررهای کنترل شده ساخته میشود. طلا گرچه به ایمن بودن شهرت دارد، با اهرم، نوسان دلار و تغییر شرایط جهانی میتواند در کوتاه مدت حرکت تند داشته باشد. هر تحلیلی، هر قدر دقیق، میتواند اشتباه باشد؛ بنابراین باید از ابتدا بدانید اگر اشتباه کردید، چقدر از دست میدهید. در این بخش حد ضرر، مدیریت حجم معامله و ملاحظات ویژه طلای آب شده را بررسی میکنیم تا معاملات شما قاعدهمند شوند.
حد ضرر و حد سود
از سطوح حمایت و مقاومت میتوان برای تعیین نقطههای ورود و خروج و همچنین حد ضرر و حد سود استفاده کرد. معمولاً حد ضرر را کمی پایینتر از حمایت مهم خرید میگذارند تا نوسانهای معمولی آن را فعال نکند. حد سود را هم نزدیک مقاومت بعدی تعیین میشود. پیش از ورود، فاصله ضرر و سود را مقایسه کنید؛ معاملهای که ریسک آن بیشتر از سود باشد، حتی با تحلیل خوب هم به نفع شما نخواهد بود.
مدیریت حجم معامله
حتی بهترین تحلیل هم به مدیریت حجم نیاز دارد. پیشنهاد میشود که هر معامله فقط سهم کوچک و از پیش تعیین شدهای از کل سرمایه را به خطر انداخته تا چند ضرر پشت سر هم حساب را از بین نبرد. از معامله با پول قرضی یا پولی که برای هزینههای ضروری لازم دارید پرهیز کنید. استفاده از اهرم اشتباههای کوچک را بزرگ میکند. همچنین دفترچه معاملات را نگه دارید و دلیل هر ورود و خروج را در آن ثبت کنید تا الگوی اشتباههای خود را پیدا کنید.
ملاحظات ویژه طلای آب شده
تحلیل تکنیکال طلای آب شده علاوه بر نمودار جهانی، به نرخ دلار و شرایط بازار داخلی هم وابسته است. قیمت داخلی ممکن است حبابی شود یا با نمودار اونس هم جهت نباشد، پس نمودار اونس و نمودار دلار را کنار نمودار داخلی مورد بررسی قرار دهید. اگر مردد هستید که طلای آب شده بهتره یا شمش، یادتان باشد انتخاب فقط به هدف و سهولت نقدشوندگی و هزینه اجرت و کارمزد بستگی دارد.

در پایان
آموزش تحلیل تکنیکال طلا از شناخت نمودار شروع و با تشخیص روند، سطوح حمایت و مقاومت، چند اندیکاتور محدود و الگوهای تأیید شده کامل میشود. هیچ کدام از این ابزارها پیش بینی قطعی نیستند و ارزش آنها در کنار حد ضرر و مدیریت سرمایه دیده میشود. نرخ نیوز توصیه میکند ابتدا روی حساب آزمایشی تمرین کنید و فقط با سرمایهای معامله کنید که تحمل از دست رفتن آن را دارید. به این طریق میتوانید از آموزش تحلیل تکنیکال طلا؛ چطور از طلا بیشتر سود ببریم؟ را به عنوان یک پله برای رسیدن به اهداف مالی خود استفاده کنید.
توجه داشته باشید که این مقاله اطلاعات عمومی شما را افزایش میدهد و نمیتواند جایگزین مشاور مالی تخصصی شما باشد. پس از یادگیری تحلیل تکنیکال طلا، میتوانید دانش خود را به بازار ارزهای دیجیتال نیز گسترش دهید. در مقاله معرفی ۱۰ ارز دیجیتال با پشتوانه طلا، با این داراییهای دیجیتال آشنا میشوید و میتوانید امکان استفاده از آنها را در استراتژی معاملاتی خود بررسی کنید.
سوالات متداول
آیا تحلیل تکنیکال سود تضمینی میدهد؟
خیر. این روش فقط احتمال سناریوها را ارزیابی میکند و هر تحلیل میتواند اشتباه باشد، پس حد ضرر ضروری است.
برای شروع کدام نمودار مناسب است؟
نمودار شمعی. این نمودار قیمت باز شدن، بسته شدن، بالاترین و پایینترین قیمت را نشان میدهد.
RSI را با چه دورهای تنظیم کنیم؟
دورهٔ رایج ۱۴ است و سطوح ۷۰ و ۳۰ مرز اشباع خرید و فروش محسوب میشوند.
تقاطع طلایی چیست؟
وقتی میانگین ۵۰ روزه از پایین، میانگین ۲۰۰ روزه را قطع کند، تقاطع طلایی رخ میدهد.
تنظیم رایج MACD چیست؟
رایج ترین مقادیر ۱۲ و ۲۶ و ۹ هستند.
حد ضرر را کجا بگذاریم؟
معمولاً کمی آن سوی حمایت و مقاومت مهم خواهد بود. این سطوح برای تعیین حد ضرر و حد سود هم به کار میروند.
آیا فقط با اندیکاتور میتوان معامله کرد؟
خیر. اندیکاتور را همراه روند، حمایت و مقاومت و مدیریت ریسک استفاده کنید تا سیگنال کاذب کمتر شود.
