در فیوچرز، چیزی که معامله میکنید خود بیتکوین یا یک ارز دیجیتال دیگر نیست، قرارداد مربوط به قیمت آن است. همین نکته، مسیر معامله را عوض میکند و به شما اجازه میدهد حتی از افت قیمت هم موقعیت معاملاتی بگیرید. اگر میپرسید فیوچرز چیست، باید از همین تفاوت با خرید مستقیم دارایی شروع کرد. البته در این بازار، چند اصطلاح مثل لوریج و لیکویید شدن فقط کلمات تخصصی نیستند و مستقیما روی نتیجه معامله اثر میگذارند. در نرخ نیوز بیشتر با این مفاهیم آشنا میشوید.

فهرست مطالب
فیوچرز چیست به زبان ساده
برای اینکه بدانیم حساب فیوچرز چیست به زبان ساده سعی میکنیم مفاهیم آن را توضیح دهیم. بنابراین، میتوان گفت که بهتر است فیوچرز را نوعی قرارداد برای معامله در آینده در نظر بگیریم. در یک قرارداد آتی، دو طرف درباره یک دارایی مشخص، قیمت و شرایط معامله توافق میکنند. این دارایی میتواند ارز دیجیتال، طلا، نفت، کالا، سهام یا حتی برخی شاخصهای مالی باشد.
تفاوت اصلی با خرید معمولی این است که در معامله فیوچرز، هدف اصلی لزوما مالک شدن دارایی نیست. معاملهگر تلاش میکند جهت حرکت قیمت را پیشبینی کند. اگر انتظار افزایش قیمت داشته باشیم، میتوانیم پوزیشن لانگ ایجاد کنیم و اگر انتظار کاهش قیمت داشته باشیم، پوزیشن شورت انتخاب میشود. بنابراین امکان فعالیت در دو جهت بازار یکی از مهمترین ویژگیهای این ابزار است.
برای مثال فرض کنیم قیمت بیت کوین در محدوده ۶۰ هزار دلار قرار دارد و معاملهگر انتظار دارد قیمت افزایش پیدا کند. او میتواند یک موقعیت لانگ باز کند. اگر قیمت افزایش پیدا کند، پوزیشن وارد سود میشود. حال اگر همین معاملهگر انتظار کاهش قیمت داشته باشد، میتواند پوزیشن شورت باز کند و از کاهش قیمت نیز امکان کسب سود داشته باشد.
پس وقتی میپرسیم معاملات فیوچرز چیست، پاسخ را نباید فقط در خرید و فروش آینده یک دارایی خلاصه کنیم. فیوچرز بخشی از بازار مشتقات است که در آن قیمت دارایی پایه، جهت بازار، اندازه موقعیت، مارجین و در بسیاری از موارد اهرم، همگی روی نتیجه نهایی معامله اثر میگذارند. برای کسب اطلاعات بیشتر در خصوص بلاک چین چیست به زبان ساده، کلیک کنید.)
انواع قراردادهای بازار فیوچرز چیست؟
برای پاسخ دقیق به این پرسش که انواع قراردادهای بازار فیوچرز چیست، باید قراردادها را از چند زاویه بررسی کنیم. مهمترین تفاوت به وجود یا نبود تاریخ سررسید مربوط میشود. در کنار آن، اندازه قرارداد و دارایی پایه نیز میتواند در دستهبندی قراردادها اثر داشته باشد.
قراردادهای آتی دارای سررسید
در قراردادهای استاندارد، تاریخ مشخصی برای پایان قرارداد تعیین میشود. خریدار و فروشنده از ابتدا شرایط معامله را مشخص میکنند و با رسیدن به تاریخ سررسید، قرارداد طبق قوانین همان بازار تسویه خواهد شد. در بازارهای سنتی، قراردادهای آتی روی کالاهایی مانند نفت، طلا، گندم و سایر داراییها کاربرد زیادی دارند. در چنین معاملاتی ممکن است تسویه به صورت نقدی انجام شود یا در شرایط مشخص، دارایی موردنظر به صورت فیزیکی تحویل داده شود.
قراردادهای دائمی یا پرپچوال
نوع دیگری از قراردادها تاریخ انقضا ندارند و با نام پرپچوال شناخته میشوند. این قراردادها در بازار ارز دیجیتال بسیار رایج هستند و به معاملهگر اجازه میدهند تا زمانی که شرایط مارجین و سایر الزامات بازار را رعایت میکند، موقعیت خود را باز نگه دارد.
در معاملات پرپچوال، سازوکاری به نام فاندینگ ریت وجود دارد که میان موقعیتهای لانگ و شورت جریان پرداخت ایجاد میکند. هدف این سازوکار، نزدیک نگه داشتن قیمت قرارداد به قیمت بازار اسپات است.
از همین رو، وقتی درباره معاملات فیوچرز پرپچوال چیست صحبت میکنیم، باید به نبود تاریخ سررسید و نقش فاندینگ ریت توجه داشته باشیم. این دو ویژگی، قراردادهای پرپچوال را از قراردادهای آتی دارای تاریخ انقضا متمایز میکنند.
از نظر حجم قرارداد نیز میتوان قراردادهای استاندارد و میکرو را از یکدیگر تفکیک کرد. قراردادهای میکرو برای افرادی که سرمایه کوچکتری دارند، اندازه معاملاتی پایینتری ایجاد میکنند و امکان مدیریت موقعیت با حجم کمتر را فراهم میسازند.

کاربرد معاملات فیوچرز ارز دیجیتال
کاربرد معاملات فیوچرز با توجه به سیگنال ارز دیجیتال فقط به کسب سود از نوسان قیمت محدود نمیشود و در مدیریت ریسک هم کاربرد دارد. مهمترین استفادههای آن عبارتند از:
هجینگ
دارنده یک دارایی، مانند ماینر بیتکوین، میتواند با گرفتن پوزیشن شورت بخشی از ریسک کاهش قیمت دارایی خود را پوشش دهد.
سفتهبازی
معاملهگر میتواند بر اساس تحلیل تکنیکال یا فاندامنتال، بدون خرید مستقیم ارز دیجیتال روی افزایش یا کاهش قیمت آن معامله کند.
پوزیشن لانگ
زمانی استفاده میشود که معاملهگر انتظار افزایش قیمت دارد، در صورت اشتباه بودن تحلیل، معامله وارد زیان میشود.
پوزیشن شورت
برای زمانی است که معاملهگر احتمال کاهش قیمت را میدهد و میخواهد از روند نزولی استفاده کند.
ترید فیوچرز
فقط پیشبینی جهت قیمت نیست. اندازه پوزیشن، میزان اهرم و ریسک معامله نیز باید همزمان مدیریت شود.
اهرم یا لوریج در ترید فیوچرز چیست و چگونه کار میکند؟
یکی از مهمترین مفاهیمی که هنگام بررسی سیگنال فیوچرز چیست باید یاد بگیریم، اهرم یا لوریج است. اهرم به معاملهگر اجازه میدهد با مقدار مشخصی سرمایه اولیه، موقعیتی با ارزش بزرگتر ایجاد کند.
برای نمونه، اگر معاملهگر ۱۰۰ دلار سرمایه داشته باشد و اهرم ۱۰ برابری انتخاب کند، ارزش اسمی موقعیت میتواند به ۱۰۰۰ دلار برسد. در این حالت، تغییر قیمت روی موقعیت ۱۰۰۰ دلاری محاسبه میشود، نه صرفا روی ۱۰۰ دلار سرمایه اولیه.
همین موضوع جذابیت اهرم را توضیح میدهد اما بخش خطرناک آن نیز دقیقا همینجا قرار دارد. اگر بازار در جهت مخالف حرکت کند، زیان نیز با اثر بیشتری روی سرمایه معاملهگر وارد میشود. پس اهرم بالا به خودی خود مزیت محسوب نمیشود.
مارجین در این میان نقش وثیقه را دارد. معاملهگر برای باز کردن و نگهداری یک موقعیت، مقدار مشخصی سرمایه را درگیر میکند. مارجین اولیه برای ایجاد موقعیت لازم است و مارجین نگهداری برای ادامه باز بودن آن اهمیت دارد.

لیکویید شدن در فیوچرز چیست و چگونه از آن جلوگیری کنیم؟
لیکویید شدن یکی از مهمترین خطرات معاملات فیوچرز است. وقتی زیان یک موقعیت افزایش پیدا میکند و مارجین باقیمانده برای حفظ آن کافی نیست، پلتفرم میتواند موقعیت را به صورت اجباری ببندد.
اگر بخواهیم سادهتر توضیح دهیم، معاملهگر برای باز نگه داشتن پوزیشن به مقدار مشخصی وثیقه نیاز دارد. وقتی ضرر به اندازهای برسد که این وثیقه دیگر پاسخگوی شرایط موقعیت نباشد، احتمال لیکویید شدن افزایش پیدا میکند. اهرم بالا فاصله معامله تا لیکوییدیشن را کمتر میکند. به همین دلیل، استفاده از اهرم بسیار بالا میتواند حتی در یک نوسان کوتاهمدت باعث بسته شدن اجباری موقعیت شود. برای کاهش این خطر چند اصل اهمیت زیادی دارد:
استفاده از اهرم متناسب با تجربه
انتخاب اهرم باید با میزان تجربه، اندازه سرمایه و نوسان دارایی هماهنگ باشد. اهرم پایینتر معمولا فضای بیشتری برای تحمل نوسانات طبیعی بازار ایجاد میکند و باعث میشود معاملهگر با یک حرکت کوتاهمدت قیمت، خیلی سریع به محدوده لیکوییدیشن نزدیک نشود.
در مقابل، استفاده از اهرمهای بالا فاصله میان قیمت ورود و محدوده لیکویید شدن را کمتر میکند. برای مثال، ممکن است یک نوسان عادی در یک ارز پرنوسان، برای پوزیشنی با اهرم بالا به زیان قابل توجهی تبدیل شود. بنابراین بهتر است اهرم را ابزاری برای تنظیم اندازه موقعیت بدانیم، نه روشی برای افزایش هیجانی سود.
تعیین حد ضرر
استاپ لاس باید پیش از باز کردن معامله مشخص شود، نه زمانی که پوزیشن وارد ضرر شده است. معاملهگر باید از ابتدا بداند اگر قیمت به محدوده مشخصی برسد، فرضیهای که بر اساس آن وارد معامله شده دیگر اعتبار ندارد و ادامه دادن پوزیشن توجیه منطقی نخواهد داشت. تعیین حد ضرر فقط برای جلوگیری از زیان سنگین نیست. این کار به معاملهگر کمک میکند میزان ریسک هر معامله را از قبل محاسبه کند و اندازه پوزیشن را بر همان اساس انتخاب کند. اگر نقطه ورود، حد ضرر و سرمایه قابل ریسک مشخص باشند، تصمیمگیری در شرایط پرنوسان بازار نیز کمتر تحت تاثیر ترس و طمع قرار میگیرد.
محدود کردن سرمایه درگیر
یکی از اشتباهات پرهزینه در فیوچرز این است که بخش بزرگی از سرمایه حساب را در یک پوزیشن قرار دهیم. حتی اگر تحلیل اولیه منطقی باشد، هیچ معاملهای از حرکت خلاف انتظار بازار در امان نیست و یک نوسان شدید میتواند بخش قابل توجهی از سرمایه را تحت فشار قرار دهد.
بهتر است سرمایه بین معاملات مختلف و موقعیتهای معاملاتی به شکلی مدیریت شود که شکست یک معامله، کل حساب را با خطر جدی مواجه نکند.
توجه به مارجین
موجودی کافی و درک درست از مارجین میتواند از تصمیمهای هیجانی جلوگیری کند. کال مارجین و لیکویید شدن معمولا زمانی رخ میدهند که معاملهگر میزان ریسک موقعیت خود را درست ارزیابی نکرده باشد. پس پاسخ به این پرسش که لیکویید شدن در فیوچرز چیست فقط تعریف یک اصطلاح نیست. این مفهوم باید مستقیما با مدیریت سرمایه، اهرم، حد ضرر و اندازه پوزیشن در ارتباط دیده شود.

مفاهیم فاندامنتال و تکنیکال در فیوچرز ترید چیست؟
برای تحلیل فیوچرز، فقط نگاه کردن به نمودار کافی نیست. معاملهگر باید هم وضعیت دارایی را بررسی کند و هم شاخصهایی را که رفتار بازار فیوچرز را نشان میدهند، در نظر بگیرد.
- تحلیل تکنیکال: بررسی قیمت، روند، حمایت و مقاومت، حجم معاملات و الگوهای نموداری برای پیدا کردن احتمال ادامه یا تغییر روند.
- تحلیل فاندامنتال: بررسی وضعیت پروژه، کاربرد ارز، اخبار، عرضه و تقاضا و شرایط کلی بازار که میتوانند روی قیمت اثر بگذارند.
- Open Interest یا سود باز: تعداد قراردادهای باز و تسویهنشده را نشان میدهد و تغییرات آن میتواند اطلاعاتی درباره ورود یا خروج موقعیتها بدهد.
- فاندینگ ریت: در قراردادهای دائمی، نرخ تامین مالی بین موقعیتهای لانگ و شورت است و میتواند وضعیت کلی موقعیتهای بازار را مشخص کند.
- Last Price وMark Price : قیمت آخرین معامله یا Last Price است اما Mark Price قیمت مرجعتری محسوب میشود و در سازوکار لیکوییدیشن کاربرد دارد.
بنابراین کسی که میخواهد بداند فیوچرز در رمز ارز چیست، نباید فقط قیمت لحظهای را دنبال کند. قیمت ارز دیجیتال، حجم معاملات، فاندینگ ریت، Open Interest و وضعیت مارجین در کنار تحلیل تکنیکال و فاندامنتال تصویر کاملتری از شرایط معامله به دست میدهند.
بررسی مزایا، معایب و ریسکهای فیوچرز در رمز ارز
فیوچرز ابزاری است که میتواند انعطاف زیادی در اختیار معاملهگران قرار دهد. با این حال، همان ویژگیهایی که آن را جذاب میکنند، در صورت استفاده نادرست به منبع اصلی زیان تبدیل میشوند.
مزایای معاملات فیوچرز
- امکان معامله در دو جهت بازار: در معاملات فیوچرز میتوان هم از حرکت صعودی و هم از حرکت نزولی استفاده کرد. این ویژگی در بازارهای پرنوسان اهمیت زیادی دارد و دست معاملهگر را برای انتخاب موقعیت بازتر میکند.
- استفاده از اهرم: اهرم امکان ایجاد موقعیت بزرگتر با سرمایه اولیه کمتر را فراهم میکند. البته این مزیت فقط زمانی ارزشمند است که در کنار آن مدیریت ریسک نیز وجود داشته باشد.
- پوشش ریسک: دارندگان دارایی میتوانند با استفاده از موقعیت مخالف، بخشی از ریسک کاهش قیمت را کنترل کنند. این کاربرد برای سرمایهگذاران و فعالان حرفهای بازار اهمیت زیادی دارد.
- نقدینگی بالا: بازارهای فیوچرز ارز دیجیتال در بسیاری از داراییهای بزرگ، نقدشوندگی بالایی دارند. نقدینگی مناسب باعث میشود باز و بسته کردن موقعیتها با سهولت بیشتری انجام شود.
- عدم نیاز به مالکیت دارایی: برای معامله روی قرارداد، لزوما نیازی نیست دارایی پایه را در اختیار داشته باشیم. این ویژگی یکی از تفاوتهای مهم میان معاملات فیوچرز و خرید مستقیم ارز دیجیتال است.
معایب و ریسکهای معاملات فیوچرز
- ریسک لیکویید شدن: مهمترین خطر استفاده از اهرم، افزایش احتمال لیکویید شدن است. یک حرکت نسبتا محدود بازار در صورت استفاده از اهرم بالا میتواند تاثیر بزرگی بر مارجین داشته باشد.
- پیچیدگی بالا: فیوچرز برخلاف ظاهر سادهای که در بعضی پلتفرمها دارد، مفاهیم متعددی مانند مارجین، فاندینگ ریت، مارک پرایس، Open Interest و لیکوییدیشن دارد.
- فشار روانی: نوسانات سریع بازار و مشاهده سود و زیان لحظهای میتواند تصمیمگیری را تحت تاثیر قرار دهد. ترس، طمع و تلاش برای جبران زیان از جمله عواملی هستند که میتوانند معاملهگر را از برنامه اصلی خود دور کنند.
- هزینههای جانبی: در قراردادهای دائمی، فاندینگ ریت میتواند در موقعیتهای طولانیمدت هزینه ایجاد کند. به همین دلیل، معاملهگر باید هزینه نگهداری موقعیت را نیز در کنار احتمال سود بررسی کند.
در پایان
فیوچرز چیست را نمیتوان فقط با عبارت معامله روی قیمت آینده توضیح داد. این بازار مجموعهای از قراردادها و ابزارهای معاملاتی است که امکان فعالیت در روندهای صعودی و نزولی، استفاده از اهرم و پوشش ریسک را فراهم میکند. برای درک بهتر این بازار، بررسی تفاوت معاملات فیوچرز و اسپات هم اهمیت دارد، چون در فیوچرز، قرارداد و تغییرات قیمت موضوع معامله است، نه خرید مستقیم خود دارایی.
در مقابل، همین امکانات میتوانند زیان را نیز چند برابر کنند. وجه تضمین، اهرم، نقدشدن اجباری، نرخ تأمین مالی، سود و زیان باز و قیمت نشانگر از مفاهیمی هستند که شناخت آنها برای معاملهگر ضروری است. در کنار این موارد، انتخاب یک استراتژی ارز دیجیتال مناسب باید با میزان ریسکپذیری و سرمایه فرد هماهنگ باشد.
در نهایت، فیوچرز بیشتر از اهرم بالا به نظم، تحلیل و مدیریت سرمایه نیاز دارد؛ چون یک تصمیم اشتباه در این بازار میتواند خیلی سریعتر از اسپات روی سرمایه اثر بگذارد.
سوالات متداول
آیا میتوان بدون داشتن ارز دیجیتال وارد معامله فیوچرز شد؟
بله. در معاملات فیوچرز موضوع اصلی قرارداد مشتقه است و برای ایجاد موقعیت معاملاتی لزوما نیازی به مالکیت مستقیم دارایی پایه نداریم. همین ویژگی باعث شده است معاملهگران بتوانند روی افزایش یا کاهش قیمت یک ارز دیجیتال موقعیت ایجاد کنند.
اگر پوزیشن فیوچرز وارد ضرر شد، چه زمانی باید آن را ببندیم؟
این تصمیم باید پیش از ورود به معامله مشخص شده باشد. اگر نقطهای تعیین کردهایم که در آن تحلیل ما دیگر معتبر نیست، رسیدن قیمت به آن محدوده میتواند مبنای خروج باشد. تصمیمگیری بعد از افزایش زیان معمولا تحت تاثیر احساسات قرار میگیرد.
برای انتخاب اهرم مناسب به چه چیزی توجه کنیم؟
مقدار اهرم باید با تجربه، نوسان دارایی، اندازه پوزیشن و میزان ریسکی که برای معامله تعیین کردهایم هماهنگ باشد. اهرم بالاتر لزوما به معنای معامله بهتر نیست و میتواند فاصله تا لیکویید شدن را کاهش دهد. برای معاملهگر تازهکار، درک مارجین و مدیریت ریسک باید مقدم بر افزایش اهرم باشد.

